وبلاگ پرستاری و مامایی شهید بهشتی و اراک

وبلاگ آموزشی و صنفی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی شهید بهشتی و اراک

كاربامازپين 5 + مهاركننده‌هاي آنزيمي. كاربامازپين به مهاركننده‌هاي خاص متابوليسم ميكروزومي كبد، مانند سايمتدين 6 ، اريترومايسين 7 ، دانـازول 8 ، ديلتيازم 9 ، فلوكستين 10 ، ايزونيازيد 11 ، پروپوكسي‌فن 12 و وراپاميل 13 بسيار حساس است. اثرات سمي تداخل كاربامازپين با مهار كننده معمولاً در عرض چند روز اول درمان بروز مي‌كنند. اما در مورد دانازول و فلوكستين يك هفته يا بيشتر طول مي‌كشد تا اين علائم ظاهر شوند. علائم مسموميت شامل گيجي، خواب‌آلودگي، سردرد، تهوع، استفراغ، تاري ديد، آتاكسي 14 و نيستاگموس 15 مي‌باشند.

كنتراسپتيوهاي خوراكي + محرك آنزيمي

احتمالاً متابوليسم كنتراسپتيوهاي خوراكي به وسيله محرك‌هاي آنزيمي افزايش مي‌يابد و در نتيجه كارآيي آنها كم مي‌شود. ريفامپين خطر اوولاسيون را در خانم‌هايي كه داروهاي خوراكي جلوگيري از حاملگي مصرف مي‌كنند، به وضوح افزايش مي‌دهد. اين اثر ممكن است به وسيله ساير محرك‌هاي آنزيمي (مانند باربيتوراتها،‌كاربامازپي، فني‌توئين و پيريميدون 16 ) نيز بروز كند. بروز بي‌نظميهاي قاعدگي مانند لكه‌بيني يا قطع خونريزي شايد نشانه تداخل باشد و درجهت از بين بردن تداخل اقداماتي بايد صورت بگيرد. البته فقدان چنين بي‌نظمي‌‌هايي تضمين نمي‌كند كه تداخل رخ نداده است. به دليل اينكه بيشتر محركهاي آنزيمي بر مبناي درمان طولاني مدت استفاده مي‌شوند، بعضي از پزشكان افزايش دوز كنتراسپتيو خوراكي را براي مقابله با تداخل توصيه مي‌كنند. در حالي كه بعضي ديگر ترجيح مي‌دهند كه با انتخاب كنتراسپتيو ديگري از تداخل اجتناب كنند.

فلوكستين + مهاركننده‌هاي MAO ( MAOIs ) 1

واكنشهاي شديدي – شامل لرز، تهوع، اضطراب، آشفتگي ذهن و مرگ – بعد از تنها يك يا دو دوز فلوكستين در حين درمان با MAOI گزارش شده‌اند. از مصرف همزمان اين دو دارو بايد اجتناب شود و از تجويز فلوكستين طي دو هفته بعد از قطع درمان با MAOI ‌بايد اجتناب نمود. همچنين درمان با MAOI تا 5 هفته بعد از قطع فلوكستين شروع نشود.

ليتيم + داروهاي ضدالتهاب غير استروئيدي ( NSAIDs ) 2

داروهاي ضدالتهاب متعددي غلظت ليتيم پلاسما را افزايش مي‌دهند و احتمالاً اكثر آنها اين اثر را دارند. اگرچه احتمالاً شدت تداخل با دوزهاي مختلف آنها فرق مي‌كند. بنظر مي‌رسد كه سولينداك 3 از اين موضوع مستثني باشد. (مصرف سولينداك منجر به غلظت‌هاي پايين ليتيم سرم مي‌شود.) علائم مسموميت با ليتيم عبارتند از تهوع، استفراغ، اسهال، بي‌اشتهايي، لرزش شديد، گفتار مبهم، سرگيجه، آشفتگي ذهن، بيحالي و در موارد خطرناك حمله، كند ذهني، كما و عارضة شديد قلبي عروقي. اگر NSAIDs شروع يا قطع شده و يا دوزاژ آن تغيير كرده است، بايد دوز ليتيم تنظيم گردد.

متوتركسات + NSAIDs

در بيماراني كه دوزهاي ضد سرطان متوتركسات 4 را مصرف مي‌كنند، مصرف همزمان NSAIDs منجر به مسموميت شديد ناشي از متوتركسات مي‌شود (تب، اولسر سلول‌هاي مخاطي، تهوع شديد،‌ اسهال، خونريزي معدي روده‌اي و توقف رشد مغز استخوان).

اگر چه در اين مورد ارتباط جامع علت و معلولي اثبات نشده است، تعداد افزايندة گزارشات و شدت واكنش‌ها دليلي براي دقت در اين موضوع هستند. احتمالاً‌ خطر مسموميت با دوز اندك متوتركسات (مثلاً‌ در التهاب مفاصل و پسوريازيس 5 ) و NSAIDs بسيار كاهش مي‌يابد. در واقع، براي بيماران مبتلا به التهاب مفاصل مصرف، همزمان NSAIDs و متوتركسات با دوز كم امري عادي است. اكثريت قريب به اتفاق آنها دچار مسموميت شديد نمي‌شوند. البته همچنان بايد دقت كرد زيرا از مسموميت متوتركسات گزارشات منفردي موجود است.

كينولون‌ها+ مهار كننده‌هاي جذب

جذب كينولون 6 ‌ها از قبيل سيپروفلوكساسين 7 ، نورفلوكساسين 8 و اوفلوكساسين 9 ضمن مصرف ضد اسيدها (شامل آلومينيوم، منيزيم يا كلسيم) سوكرالفات 10 (كه محتوي آلومينيوم است)، آهن و احتمالاً دوزهاي بالايي از روي تا حد قابل توجهي كاهش مي‌يابد. تمام كينولون‌ها شامل موارد احتياط هستند مگر اينكه خلاف اين موضوع ثابت شود. مصرف كينولون‌ها 2 ساعت قبل يا 6 ساعت بعد از مصرف مهار كنندة جذب، تداخل را به حداقل مي‌رساند. در گزارشات مقدماتي آورده شده كــــــــــه bismuth subsalicylate بر جذب فلوكساسين اثـــري نمي‌گذارد اما مطالعات بيشتري در اين زمينه لازم است.

سمپاتوميمتيك‌ها+ مهار كننده‌هاي MAO

سمپاتوميمتيك‌ها از قبيل آمفتامين‌ها 1 ، افدرين 2 ، متارامينول 3 ، فنيل‌افرين 4 ، فنيل پروپانول آمين 5 و پزودوافدرين 6 در بيماراني كه MAOIs مصرف مي‌كنند، ممكن است منجر به افزايش فشار خون و هيپرترمي، تشنج، آريتمي و مرگ شود. بيماراني كه تحت درمان با MAOIs هستند، بايد از مصرف چنين داروهايي اكيداً خودداري كنند. رايج‌ترين اين سمپاتوميمتيك‌ها عبارتند از تركيبات ضدسرفه و سرماخوردگي و تركيبات مربوط به رژيم غذايي كه اينگونه تركيبات مي‌توانند بدون نسخه نيز تهيه شوند. بيماراني كه MAOIs مصرف مي‌كنند، بايد از تمام تركيبات ضدسرفه و سرماخوردگي و تركيبات رژيم غذايي اجتناب كنند يا اينكه از ميان آنها كم‌خطرها را مصرف كنند. واكنش‌هايي كه تقريباً به مرگ منجر شده‌اند هنگامي رخ داده‌اند كه بيماران فراموش كرده‌اند كه چه تركيب ضدسرفه يا سرماخوردگي بي‌خطر است و مجاز به مصرف آن هستند و يا در اين زمينه دچار سوء تفاهم شده‌اند.

تئوفيلين+مهار كننده‌هاي آنزيمي

مهاركننده‌هاي آنزيمي از قبيل سايمتيدين، سيپروفلوكساسين، كلاريترومايسين 7 ، انوكساسين، اريترومايسين و وراپاميل غلظت سرمي تئوفيلين را افزايش مي‌دهند. اگر چه شدت تداخل به مهار كنندة بخصوص و دوز آن بستگي دارد، بعضي بيماران بعد از مصرف هم‌زمان، دچار مسموميت با تئوفيلين مي‌شوند. در بيماري كه تحت درمان با تئوفيلين است، افزايش مهار كنندة آنزيمي در عرض 2 يا 3 روز منجر به غلظت جديد و ثابتي از تئوفيلين مي‌شود. (اريترومايسين جزو موارد استثنا مي‌باشد و معمولاً حدود يك هفته طول مي‌كشد تا افزايش شديدي در غلظت تئوفيلين سرم رخ دهد). اگر درمان با مهار كنندة آنزيمي شروع و يا قطع شده و يا دوزاژ تغيير كرده است، لازم است كه دوز تئوفيلين مجدداً تنظيم شود.

وارفارين+محرك‌هاي آنزيمي

محرك‌هاي آنزيمي از قبيل باربيتورات‌ها، كاربامازپين، فني‌توئين، پيريميدون و ريفامپين تدريجاً‌ كاهش پروترومبين در اثر وارفارين را كم مي‌كنند، كه اين امر معمولاً‌ يك تا دو هفته بعد از شروع مصرف محرك رخ مي‌دهد. اگر در بيماري كه وارفارين و يك محرك آنزيمي مصرف مي‌كند، محرك آنزيمي را قطع كنيم، زمينه تداخل (القاء آنزيمي) بسيار تدريجي‌تر بروز مي‌كند. در صورتي كه محرك قطع شود يا دوزاژ آن تغيير كند بايد كاهش پروترومبين با دقت زياد كنترل شود. به بيماراني كه تحت درمان طولاني مدت با وارفارين و محرك آنزيمي هستند بايد توصيه شود كه بصورت ناگهاني مصرف محرك آنزيمي را قطع نكنند.

وارفارين+ مهار كننده‌هاي آنزيمي

مهار كننده‌هايي مثل آلوپورينول 1 ، آميودارون 2 ، سايمتيدين، سيپروفلوكساسين، دي‌سولفيرام 3 ، اريترومايسين 4 ، فلوكونازول 5 ، كتوكونازول 6 ، مترونيدازول 7 ، سولفين‌پيرازون 8 و تري‌متوپريم 9 -سولفامتوكسازول 10 اثر هيپوپروترومبينميك داروهاي ضد انعقادي خوراكي را افزايش مي‌دهند. در صورت امكان در بيماراني كه وارفارين مصرف مي‌كنند، از مصرف اين قبيل مهار كننده‌ها اجتناب شود. اگر مهار كننده آنزيمي قطع شود و يا دوزاژ آن تغيير كند، اثر هيپوپروترومبينميك بايد به دقت ارزيابي و كنترل گردد.

+  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 5:39  توسط مدیریت وبلاگ  |