او 26 ساله اهل شهرستان دهدشت، ورودي سال 82 دانشگاه علوم پزشكي شيراز است که با ضربه همراه يك بيمار با پنجه بوکس، بينايي یک چشم خود را از دست داد.
دانش نیا در این گفت و گو با ما درد دل کرد. روح بزرگ یک پرستار را در تک تک واژه های او می توان حسن کرد.
* وضعیت درمانی شما به کجا رسیده است؟
دانش نیا: عمل تخليه چشمم حدود 2 هفته گذشته در بیمارستان فارابی تهران انجام شد و چند روزي است که از بيمارستان مرخص شده ام و به ياسوج برگشتم. اكنون نیز در انتظار جراحی پروتز چشم هستم که قرار است ماه آينده در همان بیمارستان صورت گیرد.
*اگر ممکن است درباره جزئیات حادثه توضیح بدهید.
دانش نیا: ماجرا از جايي شروع شد که چندی پیش بیماری برای معالجه به بيمارستان شهيد بهشتي یاسوج منتقل و بستری شد. بنا به تشخیص جراحان اين مريض بايد مرخص می شد و حتی پرونده اش نیز بایگانی شده بود اما با توجه به مخالفت همراهان، همچنان در بخش ICU بستری بود.
روز حادثه من در شیفت عصر مشغول کار بودم که از اتاق عمل تماس گرفتند و اعلام كردند نياز است يك بيمار تصادفي در اتاق ICU بستري شود، با توجه به اينكه فقط 4 تخت در اين بخش وجود داشت و پزشكان نيز مريض مورد نظر را مرخص كرده بودند؛ او را با هماهنگي سوپروايزر و دستور متخصصان به بخش جراحی مغز و اعصاب منتقل كرديم.
البته مریض باید از بیمارستان مرخص می شد اما به دلیل حضور نداشتن همراهان او ترخیص نشد و در بخش بستری شد. حدود ساعت 21:30 دقیقه در شب حادثه يكي از همراهان این مريض كه به بخش جراحی مغز و اعصاب منتقل شده بود كه بعداً متوجه شدم برادر اوست، واردICU شد. من به او گفتم كه ورود همراه بيمار به بخش ICU ممنوع است، اما اين فرد با يكي از همكاران خانم درگير شد و وی را تهديد كرد.
زماني كه ديدم او با همكارم درگير شده است، مداخله كردم و از وی خواستم اگر مشكلي دارد موضوع را به مسئول بخش گزارش دهد، اما او به سمت دستگاه مانيتور مريض تصادفی بستری شده در ICU حملهور شد و قصد داشت مانيتور را به زمين بيندازد. در آن لحظه به وسيله تلفن موضوع را به نگهبانی اطلاع دادم و همكارم برای درخواست كمك محل را ترك كرد. در این هنگام فرد مورد نظر از پشت به من حمله كرد و وسيله فلزی را كه در دست داشت به چشم سمت چپم كوبيد و بلافاصله متواری شد.
*حال بیمارشان در آن زمان خوب بود؟
دانش نیا: بله. از سوی همه سرویس ها مرخص شده یود و نیازی به ادامه بستری در ICU نداشت.حتی روز پس از حادثه نیز از بیمارستان مرخص شد.
*اگر حال بیمارش خوب بود، پس مشکل همراه بیمار چه بود؟
دانش نیا: معتقد بود بدون هماهنگی او نباید بیمار را به بخش دیگری می فرستادیم. ما نیز توضیح دادیم که چندین بار او را پیج( صدا) کردیم ولی پاسخی دریافت نکردیم. در واقع آن فرد با درمان مریض مشکلی نداشت بلکه اصرار داشت بیمارش باید در ICU می ماند.
*برخورد شما با همراه بیمار چطور بود؟
دانش نیا: خیلی سعی کردم توضیح دهم که بیمار بدحال در بخش داریم و او را راهنمایی کردم که اگر مشكلي دارد می تواند موضوع را به مسئول بخش یا سوپروایزر گزارش دهد و حتی داشتم شماره متخصص را می گرفتم که برای او توضیح دهد اما او به ما اجازه صحبت نمی داد و دائم حرف خود را تکرار می کرد.
*نتوانستید از خودتان دفاع کنید و مانع کار او شوید؟
دانش نیا: من حتی با او درگیر هم نشدم فقط می خواستم با نگهبانی تماس بگیرم تا کمی او را آرام کنند چون مانع انجام کار ما شده بود و نمی گذاشت به بیماران رسیدگی کنیم سعی داشت مانیتور را به زمین بیندازد. ضربه را نیز از پشت سر وارد کرد و من حتی متوجه او نیز نشدم که بخواهم از خود دفاع کنم.
*ظاهراً در ماه مبارک رمضان این حادثه رخ داد؟
دانش نیا: بله. اتفاقاً آن روز یکی از شیفت های پرکار ICU بود. 2مریض بدحال داشتیم که یکی از آنان به تازگی از اتاق عمل آمده بود. به طوری که با گذشت نیم ساعت از اذان هنوز فرصت افطار پیدا نکرده بودیم. آن حادثه نیز در اواخر شیفت ما اتفاق افتاد و به نوعی مزد زحماتمان را در آخر شیفت دریافت کردیم.
*از آخرین وضعیت پرونده قضایی اطلاعی دارید؟
دانش نیا: پرونده کیفری در شعبه دوم دادسراي ياسوج در حال رسيدگي است. با تشکیل دادگاه نیز ما مستندات لازم را ارائه دادیم و حتی شهود نیز ماوقع را شرح دادند. تحقیقات مورد نیاز از بیمارستان و همکارانم برای تکمیل پرونده نیز از سوی مراجع قضایی انجام شده اما هنوز تصمیمی اتخاذ نشده است.
تا جایی که من مطلعم ضارب دارای سابقه محکومیت کیفری بوده و اکنون در زندان به سر می برد و حتی درخواست آزادی او با قرار وثیقه نیز مطرح شده بود که قاضی پرونده با توجه به جنبه عمومی جرم با آن موافقت نکرد.
*چه نهادهای از شما حمایت کردند؟
دانش نیا: بسیاری از نهادها مانند وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی یاسوج همکاری کردند. اما جا دارد از حمایت های رئیس کل سازمان نظام پرستاری که در هنگام بستری بودنم در بیمارستان فارابی به ملاقاتم آمد قدردانی کنم. آقای میرزابیگی از همان لحظه اول پیگیر ماجرا بود و حتی از متخصصان خواست که هر گونه اقدامی که به بهبودی من کمک می کند بدون نگرانی هزینه انجام دهند. حتی به وکیل سازمان نیز دستور پیگیری پرونده مرا داد. گرچه دوست داشتم در موقعیت دیگری او را ملاقات می کردم اما حضور او بیشتر برای من قوت قلب محسوب می شد و در بهبود روحیه ام بسیار مؤثر بود.
*با وجود این حادثه تلخ آیا از اینکه حرفه پرستاری را انتخاب کردید، پیشمان نیستید؟
دانش نیا: نه تنها پیشیمان نیستم بلکه از صمیم قلب می گویم باعث افتخارم است که این اتفاق در محیط کارم و در دفاع از حقوق بیماران مظلوم و بی دفاع بستری شده در ICU افتاد. من نه بیمار و نه همراهش را نمی شناختم و برایم فرقی نمی کرد. خوشحالم که صرفاً به خاطر اصرار بر وظیفه قانونی خود دچار این حادثه شدم.
اگر دعوا بر سر منافع شخصي بود، شايد هیچ گاه خود را نميبخشيدم، چون به هرحال عضوی از بدنم را از دست دادم . آنچه اکنون قدری به من روحیه می دهد و مرا ناامید نکرده این است که وظیفه ام را به بهترین نحو انجام داده ام و در دفاع از حقوق بیمار کوتاه نیامدم.
*هیچ وقت به علت اصلی این حادثه فکر کرده اید که چرا اتفاق افتاد؟
دانش نیا: در کشور ما اصولاً انتظارات از پرستاران بالاست در حالی که زنده ماندن بیمار فقط دست خداوند است. گاهی اوقات حتی دارو جواب نمی دهد یا تلاش های پزشک و پرستار بی ثمر است چرا که همه اینها واسطه ای بیش نیستند و آنکه حیات و ممات ما به دست اوست حضرت باری تعالی است.
گرچه کشور ما به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه پزشکی از پیشرفت چشمگیری برخوردار بوده و برای مسئولان ما نیز پرداختن به سلامت مردم اهمیت خاصی داشته است اما راستش خود من هم هنوز پاسخی برای این سؤال نیافته ام و نمی دانم که کجا مقصر بوده ام. وقتی بیمار مرخص است و من دستور انتقال او به بخش دیگر را اجرا کرده ام پس چرا باید این اتفاق برای من بیفتد؟ پس از یک ماه مراقبت از مریض به جای اینکه همراه بیمار از ما تشکر کند معترض است که چرا بدون اجازه او بیمارش را مرخص کرده ایم. اصلاً اگر ما بخواهیم بر اساس تشخیص همراهان بیمار که کوچکترین اطلاعاتی از علم پزشکی و پرستاری ندارد عمل کنیم چرا 4 سال در رشته پرستاری تحصیل کرده ایم. از همه مهمتر اینکه با این کار جان بیماران به خطر می افتد و برخورد سلیقه ای با بیمار انجام داده ایم. در این حادثه اگر می خواستم به خواسته همراه بیمار عمل کنم انسانیت خود را زیر سؤال می بردم. چرا که او انتظار داشت بیمار بخش ICU را که نیاز به مراقبت در این بخش داشت از دستگاه تنفس مصنوعی جدا کنم تا او بیمار خود را که حالش نیز خوب شده بود و نیازی به ICU نداشت جایگزین کند. این خواسته با هیچ منطق علمی، شرعی و حرفه ای و انسانی سازگار نبود.
*یعنی هیچ راهی برای حل این مشکل وجود ندارد؟
دانش نیا: فرهنگ انسان ها به راحتی قابل تغییر نیست اینکه ما ایرانی ها روی بیمار خود تعصب و حساسیت خاصی داریم خوب است اما برخی مواقع انسان ها هیچ منطقی را نمی پذیرند. وقتی همراه بیمار سعی می کند به مانیتوری که با آن علایم حیاتی بیمار چک می شود آسیب بزند پرستار چه کار می تواند انجام دهد؟ مگر امکان دارد که من با لباس مقدس پرستاری بتوانم با آن فرد درگیر شوم و مقابله به مثل کنم؟ بنابراین فکر می کنم باید امنیت بیمارستان ها افزایش یابد وقتی پزشک و پرستاران خود فاقد امنیت جانی است نباید انتظار داشته باشیم بتواند وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد.
* از سازمان نظام پرستاری چه انتظاری دارید؟
دانش نیا: تقاضا دارم این قضیه نه به خاطر خودم بلکه بیشتر به دلیل جنبه عمومی این جرم و جسارتی که به حرفه پرستاری شد به لحاظ حقوقی پیگیری شود. همین که یکی از ما قربانی شدیم کافی است حداقل برای بقیه امنیت شغلی ایجاد شود. من از این حادثه دلسرد نشدم اما ممکن است خدای ناکرده حوادث مشابه باعث ناامیدی و دلسردی پرستاران شود و صدمات عاطفی و روانی جبران ناپذیری به آنان وارد کند. دوست دارم سازمان نظام پرستاری این پرونده را پیگیری کند تا برای فردی که قانون و مقررات را زیر پا می گذارد و می خواهد با زور حرف خود را به کرسی بنشاند درس عبرت باشد و مردم نیز یاد بگیرند که وقتی وارد محیط بیمارستان می شوند با فردی که برای بیماران آن ها زحمت می کشد، برخورد درستی داشته باشند و در صورت بروز مشکل به مسئولان بیمارستان گزارش دهند و از مجاری قانونی اقدام کنند.
*تصمیم خودتان برای نحوه برخورد با این متهم و پرونده چیست؟
دانش نیا: من سازمان نظام پرستاری را صاحب اختیار خود می دانم و همه را به آنان واگذار کرده ام. هر تصمیمی از سوی سازمان گرفته شود من به عنوان یک پرستار می پذیرم و تابع آنان هستم.
سخن آخر...
از همه دوستانی که در این مدت نگران و پیگیر حال من بودند قدردانی می کنم و امیدوارم به زودی به شغل خود بازگردم و با نهایت تلاش، دلسوزی و اخلاصی که لازمه شغل پرستاری است به بیماران نیازمند خدمت کنم.
گفت و گو از سمیه ایزدی